سایت گردشگری کافه تهرون
روایت قصه های تهران در تورهای محله گردی و تهران گردی - گردشگری ادبی ، خلاق و تجربه گرا
امروز یه تور اختصاصی داشتم. درست در لحظه ای که فکرم حسابی درگیر مساله ای شده بود ، یکی از مسافرا که انگار بخشایی از فکرم رو خونده بود یه دفعه و بی مقدمه این قسمت از شعر فروغ رو برام خوند :

............................................

شكر خدا پات رو زمین محكمه
كور و كچل نیسی علی سلامتی چی چیت كمه؟
می تونی بری شابدوالعظیم
ماشین دودی سوار بشی
 قد بكشی خال بكوبی
جاهل پامنار بشی
حیفه آدم این همه چیزای قشنگو نبینه
الا كلنگ سوار نشه
شهر فرنگو نبینه

...........................

بگیر بخواب بگیر بخواب
كه كار باطل نكنی
با فكرای صد تا یه غاز
حل مسائل نكنی

.............................................